ابراهيم اصلاح عربانى
579
كتاب گيلان ( فارسى )
ريزهخوار سفرهء خورشيد باشد عالمى * چون ز خوان خويش قانع بر لب نان خود است گل ز خون خويش چون سيراب گردد سرخروست * فارغ است از زردروئى هركه مهمان خود است مىرود سرها به باد از سرفرازى خواستن * نيست غم تا غنچه را سر در گريبان خود است تنگ چشمان از حسد خون دل خود مىخورند * حاسد ما هركه باشد دشمن جان خود است گر فلك در اصفهان آبشخور « شيدا » فكند * او همان در مردمى ، فرزندِ گيلانِ خود است صالح گيلانى - صالح صابر صالح صابر به سال 1317 در رشت متولد شده است . در انواع شعر به ويژه غزل و رباعى طبعآزمائى كرده است . به زبان فارسى و گويش گيلكى شعر مىسرايد ، به ساختن ترانه نيز پرداخته است . رباعيهاى زير از اوست : هر شب كه خيال وعدههاى تو كنم * يا آنكه نظر به ردپاى تو كنم در دامن خلوتى نشينم تا صبح * دريا دريا گريه براى تو كنم * هر عشق نه وصل توست هجران بادا * هرديده نه سوى توست گريان بادا هردل نه براى توست گردد پرخون * هرخانه نه جاى توست ويران بادا * آخر دلم اى عشق نشد شاد از تو * وين ويرانه ، نگشت آباد از تو القصه نشسته بر لبم داد از تو * فرياد از تو هزار فرياد از تو صبورى لاهيجى - على به سال 1329 شمسى در كوچكدهء لاهيجان به دنيا آمد . اكنون دانشجوى دانشكدهء ادبيات تبريز است . نوپرداز و غزلسراست . كتاب « منظومهء عروسك و آدمها » از اوست . غزل براى ميرزا كوچك جنگلى را از او مىخوانيد : تو از سلالهء خونين سربدارانى * چنين شكفته به ميدان تيربارانى هواى كوى كه را داشتى به سر ، اى عشق * كه سربريده به بالين سوگوارانى كلام سرخ ترا بر گلاب لاله زنيم * شرار لهجهء دلهاى بىقرارانى وزيد از نفست تا نسيم بيدارى * اسير چكمهء بيداد نابكارانى كنون نشسته به خون سرزمين ويرانم * تو داغ سينهء سرخ كدام دورانى ؟ درون سينه دگر ، جاى شادمانى نيست * سرِ فتاده به خون ، بر مزار يارانى صدرا - دكتر روحانى دكتر صدرا روحانى به سال 1318 شمسى در خانوادهاى روحانى به دنيا آمد . مقدماتى را از رودسر آغاز كرد و با دريافت دكتراى داروسازى پايان داد . دكتر صدرا بيان ويژهاى در غزلسرائى دارد . ترا به پرسش خورشيد كى توانائى است * كه ذره - ذره نمودش هجوم بينائى است رقيقتر سخن شرح حال عاطفه را * حرام باد به پيش دلى كه خارائى است ترا پذيرش شادى نه از تصادم محض * كه شادمانيت از شدّت پذيرائى است در اين زمانه كه پولاد هم به سوگ نشست * دگر چه صحبت شنگولى است و شيدائى است ؟ چه دير آمدى اى آنكه خواندمت همه عمر * كنون دگر نه مرا رغبت همآوائى است چگونه قند توان برد تا به بنگاله * كه طوطيان همه را ذوق و طبع صفرائى است صدرايى اشكورى - مير محمد على مير محمد على صدرايى اشكورى به سال 1292 شمسى در نجف اشرف متولد شد و به سال 1353 شمسى در شهرستان رشت وفات يافت . روزنامهء « طلوع اسلام » را در رشت منتشر كرد . آثارى كه از وى باقى است عبارتند از « ديوان شعر » ، « شرح زندگانى امام اول شيعيان » و « حقايق اسلام » . در كائنات خالق ارض و سما يكى است * در ممكنات واجب بىمنتها يكى است رزاق و فيضبخش به هرممكن الوجود * ستار عيب و مالك روز جزا يكى است ذرات ما كه جمله پراكنده مىشوند * گردآورندهء همه در آن سرا يكى است او مالك الملوك بود روز رستخيز * در روز حشر حاكم بىاعتنا يكى است « صدرايى » از صميم دل و صدق اعتقاد * گويد كه واحد و صمد و دلربا يكى است صفارى - فتح الله فتح الله صفارى به سال 1288 در لاهيجان متولد شد و در 1361 وفات